با کاروان اسرا - عاشورا تا اربعین - 4

بيستم محرم
دفن بدن جون در كربلا
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعي از بني اسد بدن شريف جون غلام ابي ذر غفاري را پيدا كردند در حالي كه صورتش نوراني و بدنش معطر بود و سپس او را دفن كردند. (منتخب التواريخ: ص 311)
جون كسي بود كه امير المؤمنين عليه السلام او را به 150 دينار خريد و به ابوذر بخشيد. هنگامي كه ابوذر را به ربذه تبعيد كردند اين غلام براي كمك به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدينه مراجعت كرد و در خدمت امير المؤمنين عليه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبي عليه السلام و سپس به خدمت امام حسين عليه السلام رسيد و همراه آن حضرت از مدينه به مكه و از مكه به كربلا آمد.
هنگامي كه جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسين عليه السلام آمد و براي ميدان رفتن و دفاع از حريم ولايت و امامت اجازه خواست. حضرت فرمودند: در اين سفر به اميد عافيت و سلامتي همراه ما بودي، اكنون خويشتن را به خاطر ما مبتلا مساز .
جون خود را بر قدمهاي مبارك امام حسين عليه السلام انداخت و بوسيد و گفت: اي پسر رسول خدا، هنگامي كه شما در راحتي و آسايش بوديد من كاسه ليس شما بودم، و حال كه به بلا گرفتار هستيد شما را رها كنم؟
جون با خود فكر كرد: من كجا و اين خاندان كجا؟ لذا عرضه داشت: آقاي من، بوي من بد است و شرافت خانوادگي هم ندارم و نيز رنگ من سياه است. يا اباعبدالله، لطف فرموده مرا بهشتي نمائيد تا بويم خوش گردد و شرافت خانوادگي به دست آورم و روسفيد شوم. نه آقاي من، از شما جدا نميشوم تا خون سياه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون ميگفت و گريه ميكرد به حدي كه امام حسين عليه السلام گريستند و اجازه دادند.
با آنكه جون پيرمردي 90 ساله بود، ولي بچهها در حرم با او انس فراواني داشتند. او به كنار خيمهها براي خداحافظي و طلب حلاليت آمد، كه صداي گريه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هريك را به زباني ساكت كرد و به خيمهها فرستاد و مانند شيري غضبناك روي به آن قوم ناپاك كرد. او جنگ نماياني كرد، تا آنكه اطراف او را گرفتند و زخمهاي فراواني به او وارد كردند. هنگامي كه روي زمين افتاد، امام حسين عليه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گريست، و دست مبارك بر سر و صورت جون كشيد و فرمود: «اللهم بيض وجهه و طيب ريحه و احشره مع محمد و آل محمد عليهم السلام: بار الها رويش را سفيد و بويش را خوش فرما و با خاندان عصمت عليهمالسلام محشورش نما.
از بركت دعاي حضرت روي غلام مانند ماه تمام درخشيدن گرفت و بوي عطر از وي به مشام رسيد. چنانكه وقتي بدن او را بعد از ده روز پيدا كردند صورتش منور و بويش معطر بود.
(وسيلة الدارين في انصار الحسين عليه السلام: ص 115)
تلاش میکنیم با توسل به امیر المومنین حضرت علی(علیهالسلام) در پی ترویج شعائر دین رسولالله قدمی برداریم.