رشته ای از چادرش هم دست ما باشد بس است



هر که با زهراست احساس سخاوت می کند
« مور این وادی سلیمان را ضیافت می کند»
 
دست پخت فاطمه نان است و نانش جذبه است
هر که شد یکبار سائل، کم کم عادت می کند
 
فرشیان... نه عرشیان هم رو به او می ایستند
در میان خانه اش وقتی عبادت می کند
 
مرتضی بر فاطمه یا فاطمه برمرتضی !!!
کیست که بر دیگری دارد امامت می کند؟!
 
هرچه مولا مدح خود را کرد مدح فاطمه است
آینه از شان همتایش حکایت می کند
 
روز محشر که بیاید کار دست فاطمه است
مرتضی می ایستد ، زهرا قیامت می کند
 
*
رشته ای از چادرش هم دست ما باشد بس است
رشته ای از چادرش ؟!....آری... شفاعت می کند

آب را گل نكنيد . . .


آب را گل نكنيد . . .
شايد از دور علمدار حسين،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،‌
مي رسد تا كه از اين آب روان،

پر كند مشك تهي،
ببرد جرعه آبي برساند به حرم،
تا علي اصغر بي شير رباب،
نفسش تازه شود و بخوابد آرام .. .


آب را گل نكنيد . . .
كه عزيزان حسين،
همگي خيره به راهند كه ساقي آيد،
و به انگشت كرم،‌
گره كور عطش بگشايد . . .


آب را گل نكنيد . . . ‌
كه در اين نزديكي،‌
عابدي تشنه لب و بيمار است،
در تب و گريه اسير . . .


آب را گل نكنيد . . .
كه بود مهريه مادرشان،
نه همين آب كه هر جاي دگر،
رود و نهري جاريست،
مهر زهراي بتول است،
از اين است كه من ميگويم،‌
آب را گل نكنيد،
آب را گل نكنيد . . .

اقامه عزای سیدالشهداء علیه السلام تسلی خاطر مادر است

اقامه عزای سیدالشهداء علیه السلام تسلی خاطر مادر است

و تسلی دل مادر سلام الله علیها جلب رضایت خدا و اسباب ظهور فرزند

لما اخبر النَبي صلي الله عليه و آله ابنته فاطمه بقتل ولدها الحسين و ما يجري عليه من المحن بكت فاطمه بكاءً شديداً و قالت: يا ابه، متي يكون ذلك؟ قال: في زمان خال مني و منك و من علي.
فاشتدّ بكائها و قالت: يا ابه فمن يبكي عليه و من يلتزم باقامة العزاءِ له؟
فقال النبي: يافاطمه، ان النساء امتي يبكين علي نساء اهل بيتي، و رجالهم يبكون علي رجال اهل بيتي،
و يجددون العزاء جيلاً بعد جيل في كل سنة، فاذا كان يوم القيامة تشفعين انت للنساء و انا اشفع للرجال ...
                                                                   

چون رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فاطمه را از شهادت حسين و مصائبي كه بر او وارد مي‌شود خبر داد، فاطمه سلام‌الله‌عليها سخت بگريست و عرض كرد: اي پدر، اين حادثه كي واقع مي‌شود؟
فرمود: وقتي كه نه من باشم و نه تو و نه علي.
فاطمه (س) بر شدت گريه بيفزود و عرض كرد:
اي پدر: پس چه کسی براي فرزندم گريه مي‌كند و مجلس عزا و مصيبت او را برپا مي‌كند؟
رسول خدا (ص) فرمود:
اي فاطمه زنان امت من مي‌گريند بر زن‌هاي اهل‌بيت من و مردان امت من مي‌گريند بر مردان اهل‌بيت من و عزاي فرزند مرا هر سال طايفه‌اي بعد از طايفه‌اي تازه مي‌كنند. پس چون روز قيامت شود تو شفاعت زنان را مي‌كني و من شفيع مي‌شوم مردان را ...



-------------------------------------------------------
   بحارالانوار، ج 44، ص 292

ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س)



خواستگارى

روزى خدمتكارم از من پرسيد: آيا از خواستگارى فاطمه خبر دارى ؟


گفتم :نه . (1)

گفت : كسانى وى را از پدرش خواسته اند. اما از تو تعجب است كه پا پيش نمى گذارى وفاطمه را از رسول خدا(ص ) نمى خواهى ؟

گفتم : من چيزى ندارم كه با آن تشكيل خانواده دهم .

گفت : اگر تو نزد رسول خدا(ص ) شوى (من مطمئنم كه ) فاطمه را به تو تزويج خواهدكرد.

به خدا سوگند, آن كنيز, چندان در گوش من خواند تا جرات اقدام را در من پديد آورد.ومرا وادار ساخت كه نزد رسول خدا(ص ) بروم .

قال على (ع ): خطبت فاطمة الى رسول اللّه (ص ) فقالت لى مولاة : هل علمت ان فاطمة قد خطبت الى رسول اللّه (ص )؟

قلت : لا.

قـالـت : فقد خطبت , فما يمنعك ان تاتى رسول اللّه (ص ) فيزوجك ؟

فقلت وعندى شى ءاتزوج به ؟

قالت : انك ان جئت الى رسول اللّه زوجك . فواللّه ما زالت ترجينى .... (2)


براي مشاهده متن کامل روي ادامه مطلب کليک کنيد .
ادامه نوشته

ازدواج امیرالمومنین

مظهر احسان و جود خالق یکتا علیست
نور بخش ماه و خورشید جهان آرا علیست


در میان کل مردان زابتدا تا انتها،
در مقام همسری، زیبنده ی زهرا علیست

. . .

تسبيح زهرا(س) هديه آسمانى (قسمت سوم)


بعد از آنكه رسول اكرم(ص) تسبيحات را به كوثرش عطا كرد، حضرت فاطمه(س) ابتدا رشته ه‏ايى از پشم تابيده و با آن به تسبيح پرداخت. تا اين كه حضرت حمزه بن عبدالمطلب شهيد شد، پس حضرت فاطمه از تربت قبر آن بزرگوار خاك برداشت و تسبيح ساخت و با آن تسبيح مى‏ كرد و مردم نيز چنان كردند و چون سيدالشهدا حسين بن على(ع) شهيد شد، سنت ‏شد كه از تربت آن امام مظلوم تسبيح سازند و با آن ذكر گويند.

درباره ثواب تسبيح حضرت زهرا(س) با تربت امام حسين(ع) از حضرت صاحب الامر(عج) روايت‏ شده است كه:هر كه تسبيح تربت امام حسين(ع) را در دست داشته باشد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براى او نوشته مى‏ شود.


از حضرت صادق(ع) نقل شده است كه تسبيح تربت آن حضرت، ذكر مى‏ گويد، بى‏ آنكه آدمى ذكر گويد و فرمود كه يك ذكر يا استغفار كه با تربت‏ حضرت اباعبدالله(ع) گفته مى‏ شود برابر با هفتاد ذكر كه با چيز ديگر گفته شود است. و اگر بى ذكر تسبيح را بگرداند به عدد هر دانه، هفت تسبيح براى او نوشته مى ‏شود.

به روايت ديگر، اگر با ذكر تسبيح را بگرداند، به هر دانه چهل حسنه براى او نوشته مى‏ شود.

مروى است كه حوريان بهشت وقتى فرشته‏اى را مى‏ بينند كه به زمين مى‏ آيد از او درخواست مى‏ كنند تا تسبيح حضرت حسين(ع) را برايشان بياورد.

از حضرت موسى(ع) نقل شده است: پنج چيز هميشه همراه انسان پرهيزكار است; مسواك، شانه، سجاده نماز، تسبيح كه سى و چهار دانه داشته باشد و انگشتر عقيق. (1)

 
فضيلت و آداب تسبيح حضرت زهرا(س)
روايات زيادى در اين باب در كتب معتبر وجود دارد و گستردگى روايات و عنايت اكثر ائمه به ذكر سخنى درباره تسبيح از عظمت آن پرده بر مى‏دارد.

حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)، درباره تسبيح فرموده اند:«ان فضل الدعاء و التسبيح بعد الفرائض على الدعاء بعقب النوافل، كفضل الفرائض على النوافل»

فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است.» (2)


امام صادق(ع) نيز به فضيلت تسبيح بعد از نمازهاى واجب چنين اشاره فرموده اند:«من سبح تسبيح فاطمه الزهراء(س) قبل ان يثنى رجليه من صلاة الفريضه، غفر الله له»

هر كس بعد از نماز واجب تسبيح فاطمه زهرا(س) را به جا آورد، قبل از اينكه پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جميع گناهانش آمرزيده مى‏ شود.» (3)


و در حديثى ديگر فرمودند:«من سبح تسبيح فاطمة(س)، فقد ذكر الله الذكر الكثير»

كسى كه تسبيح فاطمه زهرا(س) را بگويد، خدا را به ذكر كثير ياد كرده است.» (4)

برای مشاهده متن کامل  بر روی لینک ادامه مطلب کلیک نمایید ...

ادامه نوشته

تسبيح زهرا(س) هديه آسمانى (قسمت دوم)

 

تسبيح حضرت زهرا(س)، به چه معنى است؟

الله اكبر، اولين ذكر تسبيحات حضرت زهرا(س) :

در تسبيح فاطمى(س)، انسان با گفتن «الله اكبر» به نهايت عجز خود اعتراف مى‏كند و به ناتوانيش به درگاه الهى بارها اقرار مى‏كند.

جميع بن عمير گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم، حضرت از من پرسيد: جمله «الله اكبر» يعنى چه؟ گفتم: يعنى خدا از همه چيز بزرگتر است، حضرت فرمود: مطابق اين معنى، خدا را چيزى تصور كرده و سپس مقايسه با ساير اشياء كرده‏اى و او را بزرگتر از آن چيزها تصور نموده‏اى.

عرض كردم:  پس معنى الله اكبر چيست؟ حضرت پاسخ داد: معنايش اين است كه; «الله اكبر من ان يوصف; خداوند بزرگتر از آن است كه توصيف گردد.» (1)

الحمدلله، دومين ذكر تسبيحات حضرت زهرا(س) :

پس از آن كه انسان به عجز و ناتوانى خويش در شناخت‏ خالق اعتراف كرد، با گفتن الحمدلله كه از افضل اذكار تسبيح است، وارد مرحله بعدى مى‏شود.

امام صادق(ع) فرمود: « شكر هر نعمتى، واگر چه بزرگ باشد اين است كه حمد خداى عزوجل كنى.»

همچنين امام صادق(ع) فرمود: ... كمال شكر گفتن مرد است، الحمدلله رب العالمين. ... و در حديثى حماد بن عثمان گفت: بيرون آمد حضرت صادق(ع)، از مسجد و حال آنكه گم شده بود مركوب آن حضرت. فرمود: «اگر خداوند رد كند آن را به من، هر آينه شكر مى‏كنم او را حق شكر او». گفت درنگى نكرد تا آنكه آن مركوب آورده شد. پس فرمود: «الحمدلله‏». قائلى عرض كرد: «فدايت‏شوم، آيا شما نگفتيد كه شكر خدا مى‏كنم حق شكر او را»؟

فرمود: «آيا نشنيدى كه من گفتم: الحمدلله.»

از اين روايت معلوم مى‏شود كه حمد خداوند افضل افراد شكر لسانى است. (2)

«سبحان الله‏»; سومين ذكر تسبيحات حضرت زهراء(س)

شخصى از حضرت على(ع) پرسيد: معنى سبحان الله چيست؟ جضرت فرمود: «سبحان الله» تعظيم مقام بلند و با عظمت‏خدا و منزه دانستن او از آنچه كه مشركان مى‏پندارند، است و زمانى كه بنده اين كلمه را مى‏گويد، همه فرشتگان بر او درود مى‏فرستند.» (3)

 

-----------------------

گردآوري مطلب : ماهنامه کوثر - شماره 8 - اسماعيل محمدي

پى‏ نوشتها:

-1 همان، ص‏656.

-2 اسرار و آثار تسبيح حضرت زهرا(س)، ص‏48 به نقل از معانى الاخبار

-3 شرح چهل حديث، امام خمينى، ص‏349.

تسبيح زهرا(س) هديه آسمانى (قسمت اول)

ستارگان درخشانتر از هميشه تاريخ در آسمان مدينه پرتو افشانى مى‏ كردند. شميم عطر محمدى(ص) در كوچه‏هاى مدينه پراكنده بود و ياس علوى، آنگاه كه به معراج نماز مى‏ رفت، نورش براى اهل آسمان مى‏ درخشيد و بر چهره اهل زمين نور مى ‏پراكند.

در آن هنگام فاطمه(س) ار سختى كارهاى خانه در زحمت‏ بود. (1) امير مؤمنان(ع) آنگاه كه چنين ديد به فاطمه توصيه كرد، نزد پدر برود و خدمتكارى درخواست كند تا در امور منزل يار و همكارش باشد. (2)

وقتى پيامبر(ص) از خواسته آنان آگاهى يافت، فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است;

بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مى‏ خواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است‏». (3)


در آن لحظه كه اين هديه آسمانى به فاطمه(س) عطا شد، فرمود: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.» (4)

درك هديه بزرگى كه رسول اكرم(ص) به فاطمه(س) اعطاء كرد، بالاتر از طاقت غير معصوم است، به گونه‏ اى كه انسان از وصف آن عاجز مى‏ ماند و فقط از سرچشمه گفتار معصومين(ع) است كه تا اندازه‏اى مى‏ توان از بركاتش بهره‏ مند شد.

امام باقر(ع) درباره تسبيح حضرت فاطمه(س) مى ‏فرمايد: «خداوند متعال با هيچ ستايشى، بالاتر از تسبيحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است. و اگر چيزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء مى‏ كرد.» (5)

تسبيح حضرت فاطمه(س) كه به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن به وى منسوب گرديد، در واقع تسبيح حق تعالى است! 

امام صادق(عليه‏السلام) در اين رابطه مى‏ فرمايد:

«يا ابا هارون، انا نامر صبياننا بتسبيح فاطمه عليهاالسلام کما نامرهم بالصلاه، فالزمه، فانه لم يلزمه عبد فشقى»(6)؛

اى ابا هارون! ما بچه‏ هاى خود را همانطور که به نماز امر مى‏ کنيم به تسبيحات حضرت فاطمه(عليهاالسلام) نيز امر مى‏ کنيم. تو نيز بر آن مداومت کن، زيرا هرگز به شقاوت نيفتاده است بنده‎اي که بر آن مداومت نموده است.

-----------------------

گردآوري مطلب : ماهنامه کوثر - شماره 8 - اسماعيل محمدي

پى‏ نوشتها: 

1- ر ك: اسرار و آثار تسبيح حضرت زهرا، عليرضا رجالى تهرانى، ص‏9. (حديث امام صادق(ع)) 

2- ر ك: همان ص‏18. 

3- ر ك: تسبيحات حضرت زهرا(س)، عدنان زعفرانى، ص‏9. 

4- همان، ص‏21. 

5- تسبيحات حضرت زهراء، ص‏10، به نقل از علل الشرايع/366. 

6- فروع کافى، کتاب الصلاه، ص 343، ح 13.

سعادتمند حقیقی دوستدار علی (ع) ست ..

 

فاطمه سلام الله علیها :      

       
إنَّ السَّعيدَ كُلَّ السَّعيدِ حَقَّ السَّعيدِ مَن اَحَبَّ عَلِيّاً في حَياتِهِ و بَعدَ مَوتِهِ
       
      سعادتمند حقيقى كسى است كه على را در حيات او و پس از رحلتش دوست بدارد


 

--------------------------------------------------
منبع : حکمت‌نامه پیامبر اعظم(ص): ح 1627
     
     

مقام و منزلت شیعیان


زنش را فرستاد خانه ی دختر پیامبر(ص) تا بپرسد آیا از شیعیان آن ها هست یا نه!؟
فاطمه (س) گفت: " اگر به آن چیزی که ما امر کرده ایم عمل کند و از آن چیزی که نهی کرده ایم دوری کند، از شیعیان ماست وگرنه، نه! "
این را که شنید ، ناراحت شد. گفت: "در این صورت ما حتماً در جهنمیم."

زن برگشت. حرف شوهرش را برای دختر رسول خدا بازگو کرد، فاطمه (س) جواب داد: " به همسرت بگو، شیعیان ما بهترین افراد اهل بهشتند، کسی هم که با قلب و زبان ایمان بیاورد ولی در عمل سرپیچی کند، در بهشت با ماست البته؛ پس از آنکه با بلاها و مصیبت ها در دنیا و آخرت پاک شود."




(برگرفته از "مادر آفتاب" از سری کتب "14 خورشید و یک آفتاب")

دعاي صنمي قريش


«دعای عظیم الشّأن صَنَمَی قریش»


دعاي «صنمي قريش» ؛ مناجات امير مؤمنان در قنوت نماز شب

اللهم العن صنمي قريش[1]

خدايا صنمي قريش (دو بت قريش) را لعنت فرما.

ابن عباس نقل مي‌كندکه اميرالمؤمنين در قنوت نماز شبشان هر شب اين دعا را مي‌خواندند تا به تمام شيعيان ياد دهند كه بايد اين دعا تا روز قيامت بر زبان هر شيعه‌اي جاري باشد.اللهم العن صنمي قريش و ... .
اين دعا 84 فراز دارد.

براي مشاهده متن دعا،ترجمه و توضيحات بيشتر روي ادامه مطلب کليک کنيد.

ادامه نوشته

روشنى عالم از نور حضرت زهرا (س)


ابن ‏مسعود نقل مى‏ كند كه، ديدم على بن ابى‏طالب عليه‏ السلام را كه مشغول نماز است و در ركوع و سجودش مى‏ گويد:

«اللهم بحق محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم عبدك، اغفر للخاطئين من شيعتى»

پروردگارا، به حق بنده‏ ى مقربت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خطاكاران از شيعيان مرا ببخش.

از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شرفياب شدم. ايشان را در حال نماز يافتم. ديدم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در نماز خود مى‏ گويد:

برای مشاهده متن کامل روی ادامه مطلب کلیک فرمایید.

ادامه نوشته

کوثر ..



ما را ببخش مدح تو كوثر نداشتيم / ما غير چند واژه ابتر نداشتيم

هر دختری كه ام امامت نمی شود / يا مادر پيمبر رحمت نمی شود

در مجمع خلايق حق فاطمه يكی است / اين وحدت است شامل كثرت نمی شود

آنجا كه پای كفو علی هست در ميان / هر دختری كه لايق وصلت نمي شود

از اينكه آب مهريه ات بود روشن است / هر خانه ای كه خانه رحمت نمی شود

فردا بيا كه باز قيامت بپا كنی / ای بانويی كه بی تو قيامت نمی شود

با اشتياق سمت صراط آوريد رو / زهرا بدون برگ شفاعت نمی شود

اين سينه باز حال و هوای مدينه خواست / يا رب دعای كيست اجابت نمی شود

شعر از : جواد محمد زمانی

عالم به طفيلى فاطمه زهرا


فاطمه‏ ى زهرا عليهاالسلام از ديدگاه الهى آن چنان مقرب بوده و هست كه بدون وجود او جهان خلقت به وجود نمى‏ آمد. بنابراين هرچه بوده و هست و خواهد بود به يمن و بركت آن بانوى عزيز هر دو جهان است. چنانچه پيامبر خدا، از پروردگار عالم نقل مى‏كنند:

عن النبى عن اللَّه تعالى: يا احمد! لولاك لما خلقت الافلاك، و لولا لما خلقتك ، و لولا فاطمه لما خلقتكما. (1)


اى پيامبر الهى! اگر تو نبودى جهان را نمى‏ آفريدم و اگر على عليه‏السلام نبود تو را خلق نمى ‏كردم، و چنانچه فاطمه عليهاالسلام نبود، تو و على را نيز به دنيا نمى‏آوردم.


شايد اين حديث در مرحله‏ ى نخست و بدون تفكر قابل هضم نباشد، ولى با يك مقدماتى كه به طور خلاصه بايد گفت: پيامبر الهى و اهل‏بيت معصومش همگى يكى بوده و شاخ و برگ يك درخت مى‏ باشند. و از نظر هدف نيز مكمل و متمم يكديگرند، بنابراين، بدون تصور فاطمه عليهاالسلام كه كمال اسلام به وجود او و فرزندان معصوم او بستگى داشته و دارد، آيين اسلام و رسالت پيامبر و ولايت اميرالمؤمنين كم‏ شعاع و كم‏ فروغ خواهد بود.
آرى ولايت على عليه‏السلام مكمل رسالت و وجود زهرا پناه ولايت و فرزندانش نتيجه بخش اهداف رسالت و ولايت مى‏ باشند.


در اين زمينه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مى‏ فرمايند: «انى و اياك و هذين و هذا الراقد فى مكان واحد يوم القيمه.» (2)


رسول خدا در خانه‏ ى اميرالمؤمنين در حالى كه على عليه‏السلام مشغول استراحت بود، خطاب به دخترش فاطمه عليهاالسلام فرمودند: من و تو و اين دو فرزند (حسن و حسين) و اين استراحت‏ كننده (على) همگى در پيشگاه خدا در يك منزله و مكان خواهيم بود.



--------------------------------------------------------------------------------
1ـ عوالم، ج 11، ص 25 و 26 چاپ المهدى.
2ـ فرائد السمطين، ج 2 ص 28، ش 367- بحار، ج 43، ص 283 با مختصر تفاوتى. 
 

حدیث 32 - شفاعت


حضرت فاطمه سلام الله علیها :

إذا حُشِرتُ يَومَ القِيامَةِ أشفَعُ عُصاةَ اُمَّةِ النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله


آن گاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم، گناهكاران امّت پيامبر اسلام را شفاعت خواهم كرد


--------------------------------------

إحقاق الحقّ: ج 19، ص 129

میلاد حضرت زهرا


در بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثت، از صلب پيامبر اكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- و از رحم پاك و مطهر خديجه، دخترى پا به عرصه وجود نهاد، دخترى كه همتاى على (ع)، سرمنشأ و ريشه سلسله امامت و ولايت، و الگوى تمامى مؤمنين و موحدين است .

در يكى از ملاقاتها كه بين پيامبر و جبرئيل صورت گرفت، امين وحى الهى عرض كرد: اى محمد! خداوند على اعلى به تو سلام مى‏ رساند و امر مى‏ نمايد كه چهل روز از خديجه دورى كنى! آن حضرت 40 روز به خانه خديجه نرفت .
روزها را روزه گرفت و شبها را به عبادت حق تعالى مشغول بود و در اين مدت، در خانه فاطمه بنت اسد به سر مى‏ برد و هر شب، هنگام افطار، به على (ع) امر م ى‏فرمودند در خانه را باز كنند تا هر كه مى‏ خواهد داخل شود و از غذاى حضرت تناول كند .

پس از گذشتن مدت مقرر، جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خداوند على اعلى سلام مى‏ رساند و مى‏ فرمايد: براى تحفه و كرامت من آماده باش! آنگاه ميكائيل طبقى از ميوه‏ هاى بهشتى را فرود آورد .
در آن شب، پيامبر (ص) به على (ع) فرمود تا در منزل را ببندند؛ زيرا خوردن اين غذا بر غير نبى خاتم (ص) روا نبود .
آنگاه پيامبر از آن غذا و آب تناول فرمودند و در آن شب، نطفه بهترين زنان جهان منعقد شد .
چون زمان ولادت فرا رسيد و خديجه درد زاييدن را احساس كرد، از زنان قريش و بنى هاشم، كسانى را طلبيد تا به كمك او بيايند .
اما آنان كه مى‏ ديدند ثروتمندترين زن مكه، بلكه حجاز، به ازدواج فقيرترين مرد، آن هم مردى كه سنتها را در هم مى‏ شكند درآمده است، از او دورى كردند و پيغام دادند: تو به سخنان ما توجهى نكردى و همسر يتيم ابوطالب شدى كه هيچ ثروتى ندارد؛ ما را با تو كارى نيست! خديجه غمگين و افسرده شد! اما طولى نكشيد كه چهار زن داخل خانه شدند .
خديجه ترسيد، ولى يكى از آن زنان او را به آرامش دعوت كرد و گفت: نترس كه ما فرستادگان خداوند هستيم و براى كمك به تو آمده‏ ايم .
من، ساره همسر ابراهيم هستم .
اين، آسيه دختر مزاحم و رفيق تو در بهشت است .
اين يكى مريم، دختر عمران و آن ديگرى كلثوم، دختر موسى بن عمران است .
آنگاه يكى سمت راست، ديگرى سمت چپ، سومى مقابل خديجه و چهارمى بالاى سر ايشان نشست و با كمك آنان، نوزاد متولد شد .
يكى از آنان نوزاد را با آب بهشتى شست و در جامه‏اى پيچيد و او را به سخن درآورد .
نوزاد به اذن خداوند به سخن درآمد و گفت:

أشهد أن لا إله إلا الله و أن أبى رسول الله سيّد الأنبياء و أن بعلى سيّد الأوصياء و ولدى سادة الأسباط

گواهى مى‏ دهم كه هيچ معبودى غير از خداوند نيست و پدرم، رسول خدا و سرور پيامبران است و شوهرم سرور اوصيا و جانشينان پيامبران و فرزندانم سرور فرزندان هستند .


از امام صادق- عليه السلام- روايت شده است كه فاطمه زهرا (س) نزد حق تعالى نه نام دارد: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، و زهرا .
آن حضرت در خانه نبوت و رسالت رشد و نمو كرد، از شير طهارت نوشيد و دست و بازوى پدر بزرگوار خود گرديد تا جايى كه به واسطه شدت غمخوارى او براى پدر، به ايشان لقب ام ابيها دادند، يعنى مادر پدرش .
پيامبر اكرم- صلى الله عليه وآله- هم با گفتار و هم با عمل مراتب فضل و كمال دختر خود را به مردم نشان مى‏ دادند .
هرگاه از سفرى برمى‏ گشتند، ابتدا به منزل فاطمه زهرا- عليهما السلام- وارد مى‏ شدند و مدتى مى‏ نشستند، سپس به منزل خود مراجعت مى‏ نمودند .
رواياتى كه در فضل آن حضرت نقل شده است، (چه در كتب اهل سنت و چه كتب اماميه) بسيار زياد است، از جمله اينكه فرمودند: فاطمة بضعة منى؛ يؤذينى ما آذاها و يريبنى ما أرابها: فاطمه پاره تن من است؛ هر كه سبب آزار او شود، مرا آزرده و هر كه به او بدى رساند، به من بدى رسانده است .

و فرمودند: يا فاطمة! إن الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك: فاطمه جان! خداوند به خاطر خشم تو، خشمگين مى‏شود و به خاطر خشنودى تو، خشنود مى‏ گردد .
همچنين در فضيلت آن حضرت، آياتى نيز نازل شده است كه مرحوم سيد عبدالحسين شرف‏ الدين آن آيات را در كتاب خود، موسوم به الكلمة الغرّاء فى تفصيل الزهراء (ع) آورده است .
حضرت فاطمه زهرا (س) بنا به روايتى در اول ذى حجه سال دوم هجرى با امير مؤمنان، على (ع) ازدواج كردند .
گرچه افراد ديگرى نيز خواستار اين ازدواج بودند، ولى پيامبر (ص) در اين باره منتظر وحى الهى بودند و سرانجام به اذن پروردگار، دختر خود را به نكاح على (ع) درآوردند .
حاصل اين وصلت فرخنده، دو فرزند پسر يعنى امام حسن مجتبى و امام حسين- عليهما السلام- و دو دختر به نامهاى زينب- سلام الله عليها- و ام كلثوم است .
نسل ائمه نيز از امام حسين- عليه السلام- به وجود آمدند .
زندگانى خانوادگى حضرت، با كمال توافق و مهربانى توأم بود .
كار بيرون از منزل به عهده على (ع) و كار داخل منزل به عهده حضرت زهرا (س) بود .
پس از مدتى فضه را نيز به عنوان خدمتكار به جمع خود پذيرفتند و كارهاى خانه بين آن دو نفر تقسيم شد .
بنا به سفارش پيامبر (ص)، حضرت زهرا (س) هيچ‏گاه در خانه، از شوهر خود تقاضايى نكردند و همواره در سختيها و ناملايمات صبر و بردبارى پيشه مى‏ كردند و هرگز از سختيهاى زندگى گله و شكايتى ابراز نداشتند .

خلقت حضرت زهرا


خداوند برای امتحان ملائکه نوری از ظلمت و تاریکی بر سرشان فرستاد.
ملائکه گفتند: "این دیگر چیست؟ تا به حال چنین چیزی ندیده بودیم."
بعد نور دختر پیامبر(ص) را آفرید، مانند قندیل کنار عرض آویزان کرد.
از نور او آسمان های هفتگانه و زمین روشن شد. اسمش شد: "زهرا(س)".
خدا به فرشته ها گفت: " به عزت و جلالم قسم! ثواب تسبیح و عبادت شما را تا روز قیامت برای دوست داران این زن و پدر او و شوهر او و فرزند او قرار می دهم."


----------------------------------------------------------------------------------
برگرفته از "مادر آفتاب" از سری کتب "14 خورشید و یک آفتاب"


صلوات بر حضرت زهرا



از اهالی مدینه بود؛
در زد، وارد شد. گفت : "آمده ام خیر و برکت از شما بگیرم"
فاطمه(س) گفت : "هر کس 3 روز بر پدرم یا بر من سلام کند خدا بهشت را بر او واجب میکند"
پرسید تا وقتی زنده هستید ؟
فاطمه(س) جواب داد : "هم در حیات هم در ممات" (1)


پيامبر اكرم صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏آله :

«يا فاطِمَةُ مَنْ صَلّي عَلَيْكَ غَفَرَ اللّه‏ُ لَهُ، وَ اَلْحَقَهُ بي حَيْثُ كُنْتُ مِنَ الْجَنَّةِ؛

ای فاطمه! هر كس بر تو صلوات بفرستد خداوند او را مي‏ آمرزد و در هر جای بهشت كه باشم وی را به من ملحق سازد.

اللهم صل علی فاطمة  و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک


-------------------------------------------------------------------------------------

1- برگرفته از "مادر آفتاب" از سری کتب "14 خورشید و یک آفتاب"

نفرين حضرت زهرا به غصب کنندگان خلافت

ستون های مسجد می لرزید. همه ترسیده بودند. علی(ع) را رها کردند، می دویدند این طرف و آن طرف.

سلمان را صدا زد. چیزی به او گفت.
...
ــ بی بی تو را به خدا صبر کن ... .
سلمان پشت سر دختر رسول خدا می دوید و این را می گفت. فاطمه(س) ولی گفت: "" رهایم کن سلمان، به خدا اگر پسرعمویم را آزاد نکنند، موهایم را پریشان می کنم ، پیراهن پدرم را می اندازم روی سرم و نفرین شان می کنم.""
ــ امیرالمومنین گفته مبادا شما نفرین کنید.
سلمان که این را گفت فاطمه(س) ایستاد.
ــ گفته که برگردید خانه... نفرین شما بی بی ... .
زهرا(س) دست به پهلو گرفته بود و برمی گشت خانه. فرمان شوهرش بود.
ستون های مسجد دیگر نمی لرزید.
علی(ع) را از ترس نفرین دختر پیامبر رها کردند.


-------------------------------------------------------------
(برگفته از : ""آفتاب در محراب"")

دوستان را جدا کند زهرا ..


گفت: ""این الفاطمیون؟ کجایند آن ها که متصل به ولایت حضرت زهرایند؟""

سپس مانند مرغی که دانه از زمین برمی چیند، دوست داران فاطمه (س) از صحرای محشر جمع می شوند.
به آن ها می گویند: ""دوستان شما چه کسانی اند؟""
پس دوستان ِ دوستداران فاطمه(س) هم بخشیده می شوند. از آن ها هم همین سوال را می پرسند.
سپس دوستان ِ دوستان ِ دوست داران فاطمه (س) هم بخشیده می شوند... .


-----------------------------------------------------------------------------------------
(برگرفته از ""مادر آفتاب"" از سری کتب ""14 خورشید و یک آفتاب"")

گر نگاهی به ما کند زهرا


امام باقر(ع) مي فرمايد:


به خدا سوگند جابر! در روز قيامت حضرت فاطمه(س) مانند پرنده اي كه دانه ي خوب را از بد جدا مي سازد، شيعيان و دوستان خود را در بر گرفته، نجات مي دهد.

هنگامي كه شيعيان با آن حضرت نزديك در بهشت مي رسند، خداوند متعال در دلهاي آنان مي افكند كه برگرديد و بنگريد. همين كه برگشته و توجه مي كنند، خداوند متعال مي فرمايد: دوستان من چرا برگشتيد با اين كه در بين شما فاطمه(س) دختر حبيبم را به شفاعت پذيرفته ام.

مي گويند: پروردگارا! دوست داريم كه قدر و منزلت ما در چنين روزي شناخته شود.

خداوند متعال مي فرمايد: برگرديد و ببينيد چه كسي چه كسي شما را به خاطر دوستي فاطمه(س) دوست داشته است.

ببينيد چه كسي شما را به خاطر محبت فاطمه(س) اطعام كرده است.

بنگريد و ببينيد چه كسي شما را به خاطر دوستي فاطمه لباس پوشانده است.

بنگريد چه كسي شما را به خاطر دوستي فاطمه(س) باز سيراب كرده است.

بنگريد چه كسي غيبتي را از شما به خاطر دوستي فاطمه(س) برگردانده است، دستش را گرفته او را داخل بهشت كنيد. بعد فرمود: به خدا سوگند، در بين مردم كسي جز شك كننده، يا كافر و يا منافق باقي نخواهد ماند. (1)

زِ محشـر تا فـراز چـرخ گـردون          نـدا خيـزد، أين الفـاطميـون

در حديث ديگر آمده است علي(ع) از حضرت زهرا(س) نقل فرموده: پيغمبر به حضرت فاطمه(س) فرمود: هركس به تو درود فرستد، خدا گناهانش را مي بخشد و او را به من، هر جاي بهشت باشم ملحق مي كند. (2)

قالَت: إذا حُشِرَت يَومَ القِيامَةِ أشفَعُ عُصاةَ أُمّةِ النّبيّ(ص).

« آنگاه كه روز قيامت برانگيخته شوم، از گنهكاران امت پيامبر اسلام شفاعت خواهم كرد.» (3)

گــر نگـاهـي به مــا كند زهــرا          دردهــــــا   را دوا  كنــــد زهــرا

همچو مرغي كه دانه بر چينـد          دوستــــان  را جدا كنـــد زهــرا

كـم مخوان از عطاي بسيارش          آنچه خواهي عطا كنـــد زهــرا

پس از آگاهي از مقدار درهم و ديناري كه مهريه ي آن حضرت قرار گرفته بود. حضرت زهرا(س) خطاب به پيامبر اسلام(ص) فرمود:

يا رسول الله! إنّ بَناتَ النّاسِ يَتَزَوّجنَ بِالدّراهِمِ. فَما الفَرقُ بَيني وََ بَينَهُنّ أسألُكَ أن تَرُدّها وَ تَدعو اللهَ أن يَجعَلَ مَهرِيَ الشّفاعَةَ في عُصاةِ أمّتِكَ.

« اي پيامبر(ص)! همانا دختران مردم در ازدواج خود درهم و دينار را مهريه ي خود قرار مي دهند، پس فرق من به آنها چيست؟ از تو مي خواهم درهم و دينار، مهريه ي من قرار ندهي. بلكه از خدا بخواهي تا مهريه ي من شفاعت كردن از گناهكاران امت اسلامي باشد» (4)

حضـــرت زهـــرا محبت مـي كنــد          بــر  گنهكــاران  عنــايت مـي كند

غم مخور اي آنكه مي نالي زِ درد          او زِ  بيمــــاران  عيــادت مـي كند

درد مــا را نام زهـرا مـرهـم است          گوشۀ چشمش كفـايت مـي كند

مــادر ســادات گــر خيــزد زِ جاي          در   قيـــامت او  قيــامت مـي كند

در دل هركس كه مهر فاطمه است          حضــرتش از او  شفـاعت مـي كند

بـــر  ارادت هــاي قلبــــيِ همـــه          حضــرتش شخصاً نظـارت مـي كند

.................................................

منابع :


1. بحارالانوار جلد 43. صفحه 65

2. بيت الاحزان صفحه 19

3. كتاب عوالم. جلد 11. صفحه 487.طبق نقل نهج الحياة. صفحه 205

4. غاية المرام. صفحه 569.

امامت 14

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء (سلام الله عليها) :

أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلي أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبيّه، لَما اخْتَلَفَ فِي اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّي يَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ - عليه السلام -


حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود:

به خدا سوگند، اگر حقّ ـ يعني خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بيت پيامبر صلوات اللّه عليهم پيروي و متابعت كرده بودند حتّي دو نفر هم با يكديگر درباره خدا ـ و دين ـ اختلاف نمي كردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شايسته يكي پس از ديگري منتقل مي گرديد و در نهايت تحويل قائم آل محمّد (عجّل اللّه فرجه الشّريف) مي گرديد كه او نهمين فرزند از حسين - عليه السلام - مي باشد.


-------------------------------------------

بحارالأنوار، ج 36، ص 352، ح 224

خدايا داده ام از كفم اي بود و نبودم

خدايا داده ام از كفم اي بود و نبودم
خودم ديدم خزاني شد گل ياس كبودم
همه پيمان شكستند دل حيدر شكستند
كتاب عشق من را ميان كوچه بستند
منم باغبان كه باغ مرا دگر فصل خزان است
چراغ دلم به غمخانه ام دگر سو سو زنان است

خدايا لاله من را ز سيلي چيده گلچين
گلم را چيده و بر اشك من خنديده گلچين
تو اي مظلومه زهرا تماشا كن تماشا
كنار پيكر تو ببين افتادم از پا
منم باغبان كه باغ مرا دگر فصل خزان است
چراغ دلم به غمخانه ام دگر سو سو زنان است

بشويم روي نيلي را به اشك دانه دانه
پرستوي علي پر ميزند امشب ز لانه
مرو اي بود و هستم كه من دل بر تو بستم
اگر چه كوه صبرم ولي در هم شكستم
منم باغبان كه باغ مرا دگر فصل خزان است
چراغ دلم به غمخانه ام دگر سو سو زنان است

چرا مانند بختم هر دو چشمم گشته در خواب
چرا شمع وجودم قطره قطره مي شود آب
به بر زانوبگيرم ز جان كردي تو سيرم
تو با لبهاي بي جان دعا كن من بميرم
منم باغبان كه باغ مرا دگر فصل خزان است
چراغ دلم به غمخانه ام دگر سو سو زنان است

گداي فاطمه


وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست

احساس میکنیم که دو عالم گدای ماست

با گریه بهر فاطمه آدم عزیز است

این گریه خانه نیست که دولت سرای ماست

اینجا به ما حسین حسین وحی میشود

پیغمبریم و مجلس زهرا حرای ماست

سلمان شدن نتیجه همسایگی اوست

زهرا برای سیر کمال ولای ماست

تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است

چادر نماز مادر ارباب های ماست

باران به خاطر نوه ی فضه میرسد

ما خادمیم و ابر کرم در دعای ماست

فرموده اند داخل آتش نمیشویم

فردا اگر شفاعت زهرا برای ماست

--------------------------------

علی اکبر لطیفیان

اسامي حضرت زهرا

حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمودند: 

حضرت فاطمه (عليها سلام الله) نزد خدای تعالی 9 اسم دارد ؛ فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.


فاطمه:رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.) و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.

صدیقه :
زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.
رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

مبارکه:
برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.

طاهره:
امام باقر (ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.
و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

زکیه:
زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر .

راضیه:
زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود.

روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ‌‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.


مرضیه:
تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش).

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.


محدثه:
امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.

زهرا:
امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمومنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (علیها سلام الله)حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شریف)، سیده (بانوی محترم)، عذراء (پرده نشین)، حوراء (فرشته، حوریه)، مریم کبری (مریم برتر)، نوریه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (یاری‌شده) است.

کنیه های حضرت
ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام ابیها.

حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که " ام ابیها" (مادر پدرش) لقب گرفت.

صلوات الله علي فاطمه

 

آجرک الله یا صاحب الزمان


عمریست رهین منت زهرائیم
مشهور شده به عزت زهرائیم


مُردیم اگر، به قبر ما بنویسید
ماپیر غلام حضرت زهرائیم . . .

بگذار ببینیم همه ، پا شدنت را‎ ..

بگذار ببینیم همه، پا شدنت را
آغاز کنی حرف مداوا شدنت را

نورانیتم بسته به نورانیت توست
پنهان مکن ای فاطمه! "زهرا" شدنت را

زهرا ! گره ام باز شد اما گره ات نه
پیچیده نوشتند معما شدنت را

طفلان تو با گریه به سجاده نشستند
امروز که دیدند مهیا شدنت را

دیروز تمام بدن تو سپرم شد
امروز تماشا شده ام تا شدنت را

نزدیک سه ماه است که یک گوشه می افتی
بگذار ببینیم همه ، پا شدنت را‎

------------------------------

علی اکبر لطیفیان

ويژه نامه شهادت حضرت صديقه


زيارت حضرت فاطمة الزهرا (عليها سلام الله)


آن بانو در روزجمعه بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت درشهر مكه بدنیا آمدند، نامش را فاطمه نهادند تا خداوند او و دوستدارانش را از آتش دور بگرداند (احقاق الحق، جلد ۱۰، ص۱۶؛ فضائل خمسه، ج ۳، ص۱۵۳ و۱۵۵)

كنیه : ام ابیها(س)، ام الحسن(س)، ام الحسین(س)، ام المحسن(س)، ام الائمه(س)

القاب مشهور :زهرا(س)، بتول(س)، مباركه(س)، طاهره(س)، سیده النساء(س

والدين : پدر عظیم الشأن وی رسول اكرم(ص) و مادر مكرم ایشان خدیجه كبری(س) می باشند.

از دست دادن مادر : آن بانو همیشه همراه پیامبر(ص) بودند، در محاصره اقتصادی در بروز رنج و اندوه، كه بعد از محاصره اقتصادی براثر سختی ها و مشكلات بسیار مادر مكرمشان را از دست داده وتنها در كنار پدر بودند.

هجرت به مدينه : در هشت سالگی به مدینه هجرت نمودند.

ازدواج : در سال دوم هجری آن بانو با علی (ع) فرزند ابوطالب ازدواج می نمایند كه به فرمان الهی بود. (مناقب شهر آشوب،ج ۲، ص۳۰ و۳۱)

برخي خصوصيات اخلاقي : بانویی كه همسری مهربان برای شوهر، مادری مهربان برای فرزندان، همسری متواضع و بی توقع، عبادتگری خاشع و خاكسار، بخششگری بی مثال كه لباس عروسی را به فقیر می دهد. در
حـال روزه غـذای خویش را می بخشد. پیـراهـن وصله دار به تن می نماید.

علت شهادت : آن بانو در سال یازده هجری، هفتاد و پنج روز پس از رحلت حضرت رسول یا نود و پنج روز پس از رحلت حضرت رسول بر اثر آسیب های جسمی وارده به شهادت می رسند.

...................................

پیامبر(ص) : اولین كسی كه داخل بهشت می شود فاطمه(س) است. (فضائل خمسه، ج ۳، ص ۲۰۴)


در ادامه چند كتاب معرفی می شود:

۱. بانوی بانوان، موسوی گرمارودی، انتشارات دلیل ما، قم

۲. پس از غروب، یوسف غلامی، نشر معارف، قم

۳. فاطمه زهرا(س) شادمانی دل پیامبر(ص)، احمد رحمانی همدانی ترجمه سید حسن افتخارزاده سبزواری نشر بدر

۴. نهج الحیاه، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)، محمد دشتی، نشر مشرقین.

...................................

چگونگی شهادت حضرت زهرا-سلام الله علیها-:

از بعضی ازمنابع شیعه و سنی استفاده می شود كه حضرت فاطمه(س) دراثر ضربات و لطمه ها و فـشارهـایی كـه بر آن مـخدره وارد شد, شهیـده شـدند. امـا ایـن كه مسبب شهادت چـه كسی بوده اختـلاف است ; بعـضی (( قنفذ )) لعنت الله علیه را ذكـر كـرده و بـعـضی , جمعیـتی كه بـر خـانـه آن حضرت هجوم آورده اند را سبب قتل می دانند. آتش زدن به درب خانه حضرت فاطمه(س) و سیلی زدن به آن حضرت در منابع تاریخی و روائی شیعه آمده است و برای آن كس كه شیعه است ، همین مآخذ كافی است. 

در منابع و مآخذ اهل سنّت نیز آمده است و سنّی‏ها می‏توانند به آن معتقد باشند.

برای نمونه به چند روایت از منابع شیعه و اهل سنت اشاره می‏كنیم:


برای مشاهده متن کامل مطلب بر روی لینک ادامه مطلب کلیک نمایید ..

ادامه نوشته

تنهاي تنها سوختم ..

منكه از عشق علي چون شمع شيدا سوختم
صاحب جنت منم، اما در اينجا سوختم

سوختم تا يك سر مويي نسوزد از علي
تا بماند رهبرم من بي مهابا سوختم

بي گنه بودم ولي در آتشم انداختند
محسنم شد كشته، ناليدم كه بابا سوختم

زينبم مي ديد آتش زائر رويم شده
از پريشاني او در بين اعدا سوختم

صورت آتش گرفته تا زسيلي شد كبود
شكر كردم، بهر حفظ جان مولاسوختم

مثل چشم مجتبي مسمار يارب سرخ بود
من نمي گويم چه شد تنهاي تنها سوختم

هركه نان از سفره ي ما برده بود استاده بود
بسكه نامردي بود در اين تماشا سوختم

سوختم تا شعله ي عشقت بماند جاودان
پاي تا سر يا علي با اين تمنا سوختم


--------------------------------------------------------
(برگرفته از كتاب بهار سوخته جلد2)

مادرم زهرا ..


دیروز اگر به فاطمه سیلی نمیزدند

دنیا ادامه داشت دگر محشری نداشت

یا زهرا ..

 

 
درد سر ، بین گذر ، چند نفر، یک مادر
شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری
امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر

مردی که تنها مانده

 

حبیبٌ غابَ عن عینی و جسمی...

از تدفین زهرا (س) که فارغ شد، همه‌ی غم‌های عالَم نشست توی دلش. رو کرد به قبر پیامبر  و جمله‌هایی گفت. بارِ دلش سبک نشد انگار.

دوباره به مزار فاطمه (س) خیره شد، اشک‌ها و شعرهاش بداهه آمدند.

خواند و خواند تا آن‌جا که:

... ای کاش این جانِ من که توی سینه‌ام حبس شده، با این ناله‌ها بیرون می‌آمد.

بعدِ تو خیری توی دنیا نیست.

گریه‌هام گریه‌ی ترس است؛

نکند بعدِ تو من زیاد زنده بمانم ...

نفسی علی زفراتها محبوسه    /    یالیتها خرجت مع الزّفرات

لا خیر بعدک فی الحیوه و اِنّما   /    اَبکی مخافه تطول حیاتی.



 
------------------------------------
نویسنده : مریم روستا

علت نام‌گذاری حضرت فاطمه (س)

سألت عن ابى عبد الله (عليه السلام) عن فاطمة لم سميت الزهرأ؟ فقال: لانها كانت اذا قامت فى محرابها زهر نورها لاهل السمأ كما تزهر - تزهو - نوز الكواكب الاهل الارض.


راوى مى گويد: از حضرت صادق (عليه السلام) علت نامگذارى حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را به - زهرا - پرسيدم. فرمود:

چون وقتى كه در محراب عبادتش به نماز مى ايستاد فروغ نورش براى ساكنان آسمان مى درخشيد همانگونه كه نور ستارگان آسمان براى زمينيان مى درخشد.



-----------------------------------------
منبع: علل الشرائع، ج 1: 215.

شفیعه محشر ..

حضرت فاطمه سلام الله علیها

إذا حُشِرتُ يَومَ القِيامَةِ أشفَعُ عُصاةَ اُمَّةِ النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله؛
آن گاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم، گناهكاران امّت پيامبر اسلام را شفاعت خواهم كرد



-----------------------------------------
منبع: إحقاق الحقّ: ج 19، ص 129

امامت 12


بخش احاديث


قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء (سلام الله عليها) :

أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلي أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبيّه، لَما اخْتَلَفَ فِي اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّي يَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ - عليه السلام - .


حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود:

به خدا سوگند، اگر حقّ ـ يعني خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بيت پيامبر صلوات اللّه عليهم پيروي و متابعت كرده بودند حتّي دو نفر هم با يكديگر درباره خدا ـ و دين ـ اختلاف نمي كردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شايسته يكي پس از ديگري منتقل مي گرديد و در نهايت تحويل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه فرجه الشّريف، و صلوات اللّه عليهم اجمعين) مي گرديد كه او نهمين فرزند از حسين - عليه السلام - مي باشد.

 
----------------------------------------------------

منبع : بحارالأنوار، ج 36، ص 352، ح 224


حدیث 26


حضرت فاطمه سلام الله علیها :

إذا حُشِرتُ يَومَ القِيامَةِ أشفَعُ عُصاةَ اُمَّةِ النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله؛ 

آن گاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم، گناهكاران امّت پيامبر اسلام را شفاعت خواهم كرد


---------------------------------------------------

منبع : إحقاق الحقّ: ج 19، ص 129


حضرت زهرا (عليها سلام الله) و شناخت امام زمانش


يَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س»


پيامبر اکرم - صلى الله عليه و آله - فرمود: کسي که بميرد و امام زمان خويش را نشناخته باشد، در واقع به مرگ جاهليّت مرده است. (رجوع شود به بحث امامت 3)

سوال: در صحيح مسلم ج 3 ص 1478 ( دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ) حديث شماره 1851 چنين مي گويد :
 
" حدثنا عُبَيْدُ اللَّهِ بن مُعَاذٍ الْعَنْبَرِيُّ حدثنا أبي حدثنا عَاصِمٌ وهو بن مُحَمَّدِ بن زَيْدٍ عن زَيْدِ بن مُحَمَّدٍ عن نَافِعٍ قال جاء عبد اللَّهِ بن عُمَرَ إلى عبد اللَّهِ بن مُطِيعٍ حين کان من أَمْرِ الْحَرَّةِ ما کان زَمَنَ يَزِيدَ بن مُعَاوِيَةَ فقال اطْرَحُوا لِأَبِي عبد الرحمن وِسَادَةً فقال إني لم آتِکَ لِأَجْلِسَ أَتَيْتُکَ لِأُحَدِّثَکَ حَدِيثًا سمعت رَسُولَ اللَّهِ  يَقُولُهُ سمعت رَسُولَ اللَّهِ  يقول من خَلَعَ يَدًا من طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يوم الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ له وَ مَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً "

همچنان که در متن روايت آمده است ، پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) مي فرمايند که :
 
" هر کس بميرد و بر گردن وي بيعت ( حاکم يا امام ) نباشد ، به مرگ جاهليت مرده است "
 
معنا و مفهوم اين روايت کاملا مشخص است و نياز به توضيح نيست ....
 
ولي در همين صحيح مسلم ، مطلب ديگري هم آمده است .
 
مسلم در صحيح خود ( همان چاپ ) ج 3 ص 1380 حديث شماره 1759 چنين مي گويد :
 
" فَأَبَى أبو بَکْرٍ أَنْ يَدْفَعَ إلى فَاطِمَةَ شيئا فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبي بَکْرٍ في ذلک قال فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رسول اللَّهِ  سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ "
 
بخاري در صحيح خود ج 4 ص 1549 حديث شماره 3998 و ج 6 ص 2474 حديث شماره 6346 ( ار النشر : دار ابن کثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا ) با همين مضمون نيز روايت مي کند :
 
" فَأَبَى أبو بَکْرٍ أَنْ يَدْفَعَ إلى فَاطِمَةَ منها شيئا فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبي بَکْرٍ في ذلک فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ النبي سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى عليها "
 
" عن عَائِشَةَ أَنَّ فَاطِمَةَ وَالْعَبَّاسَ عَلَيْهِمَا السَّلَام أَتَيَا أَبَا بَکْرٍ يَلْتَمِسَانِ مِيرَاثَهُمَا من رسول اللَّهِ e وَهُمَا حِينَئِذٍ يَطْلُبَانِ أَرْضَيْهِمَا من فَدَکَ وَسَهْمَهُمَا من خَيْبَرَ فقال لَهُمَا أبو بَکْرٍ سمعت رَسُولَ اللَّهِ  يقول لَا نُورَثُ ما تَرَکْنَا صَدَقَةٌ إنما يَأْکُلُ آلُ مُحَمَّدٍ من هذا الْمَالِ قال أبو بَکْرٍ والله لَا أَدَعُ أَمْرًا رأيت رَسُولَ اللَّهِ e يَصْنَعُهُ فيه إلا صَنَعْتُهُ قال فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ "
 
آنچنان که در روايت آمده است ، حضرت فاطمه سلام الله عليها بر ابي بکر غضب کرد و از وي خشمناک شد و لذا ايشان (حضرت فاطمه سلام الله عليها) تا زمان شهادتشان با ابي بکر صحبت نکردند و حتي اجازه ندادند که ابي بکر در تشيع جنازه ايشان شرکت کند و وي بر ايشان نماز بگذارد !!!!!!
 
اين سخنان نشان مي دهد که بي بي مظلومه سلام الله عليها ، امامت و زعامت ابي بکر را قبول نداشتند و لذا با ابي بکر بيعت نکردند ......
 
البته تاريخ نشان مي دهد که ايشان ( بي بي مظلومه سلام الله عليها ) خلافت را حق همسر گرامي خود ، امام علي عليه السلام مي دانستند لذا در همين راه هم شهيد شدند .....
 
اکنون اين سوال مطرح است :
 
اگر خلافت ابي بکر حق بوده است ولي بي بي مظلومه ( سلام الله عليها ) با وي بيعت نکرده است ، آيا بي بي مظلومه ( سلام الله عليها ) به مرگ جاهليت مرده است ؟؟؟
 
آيا مي توان قبول کرد که سيده زنان بهشت ، به مرگ جاهليت مرده است ؟؟؟

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) در حالت خشم وغضب خليفه اول را ترک گفته وبر او غضبناک ماند .

لولاک لما خلقت الافلاک ..


بحثی حول حدیث قدسی «لولاک لما خلقت الافلاک» (1)

از میان احادیث فراوانی که دلیل بر عظمت بی بی دو عالم حضرت زهرا «سلام الله علیها» دارد حدیث معروف «لولاک لما خلقت الافلاک، و لا لا علیًّ لما خلقتک، و لو لا فاطمة لما خلقتکما»(2) است. در نظر ابتدایی کسی که این حدیث را می خواند این اشکال به ذهن او می رسد که آیا با توجه به معنای ظاهری حدیث، این حدیث دلالت بر برتری مقام حضرت صدیقه کبری «سلام الله علیها» بر امیرالمؤمنین «سلام الله علیه» و حضرت خاتم النّبیین «صلی الله علیه و آله» می کند. اما این حدیث از جمله اسرار و رموزی است که هر کسی قادر به فهم و درک آن نیست.
 
در مقدمه کتاب «فاطمة الزهراء سرور دل پیامبر» که ترجمه کتاب «فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی» است که توسط دانشمند گرانمایه و محقق فرهیخته حضرت حاج شیخ احمد رحمانی همدانی (ره) نوشته و توسط جناب آقاي دکتر سيد حسن افتخارزاده ترجمه شده است این اشکال بدین صورت مطرح و جواب داده شده است که به شرح زیر می باشد:
 
از جمله انتقادات نقل حدیث شریف قدسی «لولاک لما خلقت الافلاک، و لا لا علیًّ لما خلقتک، و لو لا فاطمة لما خلقتکما»(3) بوده است که ما آن را درصفحه ۹ عربی این کتاب  آورده بودیم. با اینکه حدیث از حیث سند در کمال اتقان و محکمی است و تمام راویان آن و ناقلان آن همگی از مشیاخ بزرگ حدیث و دانشمندان بزرگوار و مورد اطمینان هستند که آگاهان و آشنایان به شرایط صحت روایت تردیدی درباره آن ندارند، اما ایراد آنها در متن حدیث است که مقام حضرت فاطمه «سلام الله علیها» را از مقام حضرت رسول«صلی الله علیه و آله»  و امیرالمؤمنین«سلام الله علیه»  برتر می­داند. و می­گوید اگر فاطمه«سلام الله علیها»  نبود خداوند آن دو بزرگوار را نمی­آفرید!؟
 
ما قبول داریم حدیث در یک نظر سطحی و ابتدایی چنین پنداری را به وجود می­آورد اما اگر دقت بیشتری شود خواهیم دید که این حدیث در مقام بیان افضلیت و برتری حضرت زهرا«سلام الله علیها» نیست بلکه گویای استمرار شریعت راستین خاتم­الانبیاء به وجود حضرت زهرا«سلام الله علیها»  و مبارزات آن حضرت می­باشد. این حدیث از سخنان مرموز و اسرارآمیز امامان است که فهم آن دشوار می­باشد و تنها فقیهان و آگاهان به حقیقت معنای آن را پی می­برند و از نظر امامان کسی را می­توان فقیه و آگاه و آشنای با فرموده­های آنان دانست که تکیه­گاه و محور سخنانشان را شناخته باشد و از کنایات و نکات باریک آنها سر درآورد.
 
مضمون این حدیث به قرینه و کمک دیگر روایاتی که در این باره نقل خواهیم کرد در راستای همان مضمونی است که از آیه شریفه (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه)(4) می باشد.
 
علامه طباطبایی در ذیل آیه شریفه چنین می گوید: اگر در ابلاغ ولایت علی اهمال می شد، در حقیقت در ابلاغ تمامی احکام اهمال شده بود و دین به سان جسمی بی جان می شد که اگر روح در آن نباشد حس و حرکت و زندگی از بین می رود. و این آیه کاشف از این است که خداوند متعال رسولش را به حکمی دستور داده که تمامیت امر دینش وابسته به آن است و بدان وسیله بر تخت استواری و پایداری جلوس خواهد کرد، و انتظار می رفت که مورد مخالفت مردم قرار گیرد و در مقابل پیامبر بایستند و اساس دینش را ویران سازند و پایه های آن را از هم بگسلند.(5)
 
آلوسی د رذیل این آیه گوید: مقصود آن است که اگر آنچه را که بر تو نازل شده تبلیغ نکنی، بر تو حکم خواهد شد که اصلاً تبلیغی انجام نداده ای.(6)
 
بنابراین، همانگونه که این آیه در مقام برتری کسی بر کسی نیست، بلکه ارتباط و وابستگی ولایت و نبوّت را می رساند که اگر آن نبود اثری و اسمی از نبوّت باقی نمی ماند. همچنین سیاق این حدیث از این معنی و مقهوم بیرون است و گویا غلو و برتری نیست بلکه می خواهد این نکته را برساند که اگر فاطمه«سلام الله علیها» وجود نداشت ارکان رسالت و امامت ویران و منهدم می شد و نامی از آنها برقرار نمی ماند. به همین معنا و برداشت، اخبار فراوانی نیز وارد شده است که نمونه هایی از آنها را می آوریم:
 
۱ - «إنّی أَنَا اللَّهُ أَرْسَلْتُ الْبَحْرَیْنِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع بَحْرَ الْعِلْمِ وَ فَاطِمَةَ بَحْرَ النُّبُوَّة»(7)
 ترجمه: «من خداوندم، دو دریا را روان ساختم: علی بن ابی طالب دریای علم و فاطمه دریای نبوّت.»
 
۲ - از رسول خدا«صلی الله علیه و آله» نقل شده است که فرمودند: «انا شجرة و فاطمة فرعها و على لقاحها» (8)
 ترجمه: «من درختم، و فاطمه ریشه آن و علی عامل باروری آن است.»
 
۳ - به حضرت علی «علیه السلام» فرمودند: «یا عَلیُّ اَنفِذ ما اَمَرَتکَ بِهِ فاطمَةُ» (9)
ترجمه: «ای علی، هر دستوری که فاطمه به تو داد انجام بده.»
 
۴ - حضرت باقر «علیه السلام» فرمودند: «الشجرةُ رسول الله و علیُّ فرعُها و فاطمةُ عنصرُالشجرة» (10)
ترجمه: «درخت، رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام شاخه و فاطمه علیها سلام ریشه آن است».
 
همانگونه که درخت از ریشه تغذیه کرده و رشد می کند شریعت و آیین نورانی نیز به وجود حضرت زهرا «سلام الله علیها» و پیشوایی و امامت امامان رشد می کند و دوام و جاودانگی می یابد. زیرا اگر فاطمه «علیها سلام» نمی بود درخت امامت به شهادت حضرت علی «علیه السلام» قطع می شد و دنباله نداشت.
 

 
این است آن مقصود والا و روشن از این حدیث قدسی نه آنچه که به برخی از اذهان ساده اندیش خطور کرده که فکر کرده­ اند حدیث در مورد بیان افضلیت علی «علیه السلام» بر پیامبر «صلّی الله علیه و آله» و حضرت زهرا «سلام الله علیها» بر آن هر دو بزرگوار است.


مرحوم استاد دکتر محمّد ابراهیم آیتی در کتاب «سرمایه سخن» عبارتی در همین راستا دارند که عین عبارات ایشان را در اینجا می­آوریم:

علت غایی آفرینش پرستش و عبادت خداوند است . این علت در ذهن مقدم و در وجود مؤخّر است. واسطه در پیدایش این علت رسول خدا «صلّی الله علیه و آله» است. او نخستین موجود و اشرف موجودات است و افلاک به خاطر وجود او آفریده شده­اند از این رو خداوند فرمود «لولاک لما خلقت الافلاک» .

و نباید از جمله دوم چنین برداشت که مقام حضرت علی «علیه السلام» از مقام حضرت رسول «صلّی الله علیه و آله» بالاتر است، چگونه می­توان چنین گفت در صورتی که خود حضرت علی «علیه السلام» فرموده است «أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّد»(11) بلکه مقصود آن است که چون انگیزه و هدف از آفرینش حضرت رسول، هدایت و راهنمایی انسانهاست همان گونه که خود حضرت فرمود « آدَمُ وَ مَنْ دُونَهُ تَحْتَ لِوَائِی»(12) و این هدایت تمام نمی­شود مگر به وجود مناسبتی بین آموزنده و دانش­آموز و آن همان ولایت است که اگر ولایت نمی ­بود نبوّت مفید نبود بلکه بیهوده و بی­ فایده بود و خداوند متعال برتر از آن است که عمل عبث و بیهوده انجام دهد و اصل ولایت حضرت علی «علیه السلام» است و لذا فرمود و «لو لا علی لما خلقتک» و اگر فاطمه «سلام الله علیها» وجود نمی داشت ولایت استمرار پیدا نمی­ کرد زیرا او وعاء امامت و درخت نبوت و ولایت است و اگر او نبود درخت نبوّت و ولایت بدون میوه می ماند، از این رو فرمود: «و لو لافاطمة لما خلقتکما».(13)

 
--------------------------------------------------------------------------------

1. پايگاه اطلاع رساني حميدرضا فلاح تفتي

2. ترجمه : اگر به خاطر وجود تو نبود عالم هستی را به وجود نمی آوردم، و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم، و اگر فاطمه نبود هیچکدام از شما دو نفر را خلق نمی کردم.
 
3. این حدیث را سیّد حسن میرجهانی (ره) در کتاب «جنّة العاصمه، ص۱۴۸» به سند خود از جابربن یزید جعفی، از جابربن عبدالله انصاریف از پیامبر اکرم «صلّی الله علیه و آله» از خدای تبارک و تعالی نقل کرده است که فرمود: ای احمد… .
 
4. مائده، آیه ۶۷٫ «اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان! و اگر نکنى، رسالت او را انجام نداده‏اى.»
 
5. تفسیر المیزان، ج۶، ص۴۷٫
 
6. تفسیر روح المعانی، ج۶، ص۱۸۹٫
 
7. تفسیر روح المعانی، ج۶، ص۶۳۲٫
 
8. تفسیر روح المعانی، ج۶، ص۲۰۵٫
 
9. تفسیر روح المعانی، ج۶، ص۱۵۴٫
 
10. تفسیر روح المعانی، ج۶، ص۲۰۵٫
 
11. کافی، ج۱، ص۹۰٫
 
12. الخرائج و الجرائح، ج‏۲، ص ۸۷۶٫
 
13. «فاطمة الزهراء سرور دل پیامبر» ترجمه کتاب «فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی»، ص۲۲٫

...


دلا ! بیا به سراي علي سری بزنیم         بیا به خانه اي که شکسته درش، دري بزنيم

          شنيده ام که در این روزها علی تنهاست           بیـا به خانـه بی فاطمـه سری بزنیم

تنهايي علي ..


ديگر آن خنده ي زيبا به لب مولا نيست          همه هستند ولي هيچ کسي زهرا نيست

قطـره اشک علي تـا بـه ته چاه رسيـد          چـاه فهميـد کسي مثـل علي تنـها نيست

معرفي کتاب


نام کتاب :

فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی

فاطمه زهرا (ع) شادمانی دل پیامبر (ص)


نویسنده : حاج شيخ احمد رحمانی‌ همدانی

مترجم : دکتر سيد حسن افتخارزاده‌ سبزواری

ناشر : دفتر تحقيقات و انتشارات بدر

محل نشر : تهران

تاریخ نشر : ۱۳۸۱/۰۵/۱۵

قطع : وزیری

جلد : گالینگر

نوع اثر : ترجمه

زبان کتاب : فارسی/عربی

نوبت چاپ : ۴

تیراژ : ۵۰۰۰


این اثر از مفصل‏ترین کتاب‏های موجود در زمینه زندگی و فعالیت‏ها و فضایل و مناقب حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است که مجموعه مباحث آن در طی 41 فصل و 942 صفحه تدوین و منتشر شده است.

عمده عناوین کتاب عبارت است از:

شخصیّت حضرت زهرا علیهاالسلام در کلمات پژوهشگران؛

مناقب و فضایل حضرت زهرا علیهاالسلام در آثار شیعه و سنی؛

مقام و منزلت و کرامت‏های حضرت فاطمه علیهاالسلام ؛

فضیلت مادر زهرا علیهاالسلام ؛ وقایع ولادت و نامه‏ها و القاب آن‏حضرت؛

اذکار و دعاهای حضرت صدیقه کبری علیهاالسلام ؛

مکارم اخلاق، سخنان و اشعار حضرت زهرا علیهاالسلام ؛

یاری علی علیه‏السلام و دفاع از حریم امامت؛

مدارک و متن و ترجمه خطبه فدک؛ هجرت، ازدواج و اخلاق حضرت زهرا علیهاالسلام؛

مظلومیّت، مدّت زندگی، علّت و کیفیّت شهادت؛ زیارت و منزلت زهرا علیهاالسلام در روز قیامت

و سرانجام معرفی فرزندان زهرا علیهاالسلام و کنیز او.

این کتاب، توسط انتشارات بدر به دست چاپ سپرده شده است.

زيارت حضرت فاطمة الزهرا (عليها سلام الله)


زيارت حضرت فاطمة الزهرا (عليها سلام الله)


اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ رَسُولِ اللهِ

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ نَبیِّ اللهِ

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ حَبیبِ اللهِ

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ خَلیلِ اللهِ

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ صَفیِّ اللهِ

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ أَمینِ اللهِ

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ خَیرِ خَلقِ اللهِ

...


برای مشاهده متن کامل زيارت و ترجمه آن بر روی لینک ادامه مطلب کلیک نمایید ..

ادامه نوشته

فاطمة بضعة منی ..

قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) :

فاطمة بضعة منی من اذاها فقد آذانی ومن آذانی فقد آذی الله

«فاطمه پاره تن من است،هرکس اورا برنجاند مرا رنجانده وهرکس مرا برنجاند به تحقیق خدا را رنجانیده است.»


تا دم مرگ حصرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از آن دو نفر راضی نبودند

در این نوشته ، توسط اسناد دانشمندان اهل سنت به نتیجه ای خواهیم رسید .


برای مشاهده متن کامل مطلب بر روی لینک ادامه مطلب کلیک نمایید ..

ادامه نوشته

روزهای هفته و تعلق هرکدام به معصومین


در تعيين اسامى نبىّ و ائمه عَليهمُ السلام به روزهاى هفته و زيارت ايشان در هر روز سيد بن طاوُس در جَمالُ الاْسْبوع گفته ابن بابويه (ره ) به سند از صقر بن ابى دُلَف روايت كرده كه :

چون متوكّل حضرت امام علىّ النّقىّ عليه السلام را بِسُرَّ مَنْ رَاى طلبيد روزى به خدمت آن حضرت رفتم تا خبرى از احوال آن جناب بگيرم ، آنحضرت را نزد زراقى حاجب متوكّل محبوس كرده بودند.

چون نزد زراقی رفتم گفت: چه كار دارى؟

گفتم: بديدن شما آمده ام.

ساعتى با هم نشستيم و از هرگونه صحبتى باهم كرديم تا آنكه مردم را متفرّق كرد و مجلس خلوت شد. باز پرسيد كه براى چه آمده‌اى؟ من همان جواب اوّل را دادم. گفت: گويا آمده‌اى كه خبرى از مولاى خود بگيرى.

من ترسيدم. گفتم مولاى من خليفه است.

گفت: ساكت شو كه مولاى تو بر حقّ است و من نيز اعتقاد تو را دارم.

گفتم الحمد لله.

پس گفت آيا مى خواهى نزد او بروى؟ گفتم بلى.

گفت: قدرى بنشين تا صاحب البريد از نزد او بيرون آيد. من نشستم تا وقتى كه صاحب البريد بيرون شد. آن وقت پسركى را مأمور كرد كه مرا به نزد آن حضرت ببرد.


چون به خدمت آن جناب رسيدم ديدم بر روى حصيرى نشسته است و در برابرش قبرى كنده اند.

پس سلام كردم. حضرت جواب داد. فرمود: بنشين. پس فرمود كه براى چه آمده اى؟ گفتم آمده ام كه از احوال شما خبرى گيرم. پس ‍ چون نظرم بر قبر افتاد گريستم حضرت فرمود كه گريه مكن كه در اين وقت از ايشان آسيبى به من نمى رسد.

گفتم الحمد لله. پس گفتم اى سيّد من حديثى از رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله روايت شده كه معنای آن را نمى فهمم. فرمود: چيست؟ آن حديث را عرض كردم :

لا تُعادُوا الايّامَ فَتُعاديكُمْ

دشمنى نكنيد با روزها كه آنها با شما دشمنى خواهند كرد.

فرمود : مُراد از ايّام و روزها ما هستيم مادامى كه به پا است آسمانها و زمين ،

شنبه اسم رسول خدا صَلَّى‌اللَّهِ‌عَلِيهِ‌وَاله است و يكشنبه اميرالمؤمنين عليه‌السلام و دوشنبه حسن و حسين عَليهِما‌السَّلام و سه‌شنبه علىّ بن الحسين و محمّد بن على و جعفر بن محمّد عَليهمُ‌السلام و چهارشنبه موسى بن جعفر و علىّ بن موسى و محمّد بن علىّ عَليهمُ‌السلام و منم و پنجشنبه فرزندم حسن عليه السلام و جمعه فرزند فرزندم است و به سوى او جمع مى شوند اهل حقّ.

اين است معنى ايّام. پس دشمنى مكنيد با ايشان در دنيا كه دشمنى كنند با شما در آخرت.

پس فرمود: وداع كن و بيرون رو كه ايمن نيستم برتو و مى ترسم اذيّتى به تو رسد.

زنجیره‌ی امامت از نسل حضرت اباعبدالله (عليه السلام)


حضرت فاطمه عليها السلام :

دَخَلَ إليَّ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله عِندَ وِلادَتي الحُسَينَ عليه السلام فَناوَلتُهُ إيّاهُ في خِرقةٍ صَفراءَ ، فَرَمى بِها وَأخَذَ خِرقَةً بَيضاءَ وَلَفَعهُ فيها ثُمَّ قالَ : خُذيهِ يا فاطِمَةُ فَإنَّهُ امامُ ابنُ امامٍ أبو الأئِمَّةِ التِسعَةِ ، مِن صُلبِهِ ائِمَّةٌ أبرارٌ وَالتّاسِعُ قائِمُهُم؛

فاطمه عليها السلام:
پس از آن كه حسين عليه السلام را به دنيا آوردم، رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد من آمد . طفل را در پارچه اى زرد رنگ ، به دست آن حضرت دادم . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن پارچه را دور انداخت و پارچه سفيدى گرفت و حسين را در آن پيچيد .
آن گاه فرمود : بگيرش اى فاطمه ، كه او امام است و فرزند امام . او پدر نُه امام بزرگوارى است كه از صُلب او به دنيا مى آيند و نُهمين آنان قائم است .


--------------------------------------------
منبع: كفايه الأثر : ١٩٤