نفرين حضرت زهرا به غصب کنندگان خلافت

ستون های مسجد می لرزید. همه ترسیده بودند. علی(ع) را رها کردند، می دویدند این طرف و آن طرف.
...
ــ بی بی تو را به خدا صبر کن ... .
سلمان پشت سر دختر رسول خدا می دوید و این را می گفت. فاطمه(س) ولی گفت: "" رهایم کن سلمان، به خدا اگر پسرعمویم را آزاد نکنند، موهایم را پریشان می کنم ، پیراهن پدرم را می اندازم روی سرم و نفرین شان می کنم.""
ــ امیرالمومنین گفته مبادا شما نفرین کنید.
سلمان که این را گفت فاطمه(س) ایستاد.
ــ گفته که برگردید خانه... نفرین شما بی بی ... .
زهرا(س) دست به پهلو گرفته بود و برمی گشت خانه. فرمان شوهرش بود.
ستون های مسجد دیگر نمی لرزید.
علی(ع) را از ترس نفرین دختر پیامبر رها کردند.
-------------------------------------------------------------
(برگفته از : ""آفتاب در محراب"")


تلاش میکنیم با توسل به امیر المومنین حضرت علی(علیهالسلام) در پی ترویج شعائر دین رسولالله قدمی برداریم.