زبیر بن اروح

زبیر بن اروح که در برخی از منابع از نام پدر او به نام "اروج" نیز یاد شده است.[1] از موالیان دولت اموی به شمار می­رفت. نقل شده پس از شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه، عبیدالله سرهای این شهدا را به همراه هانی بن ابی­ حیه وادعی و زبیر بن اروح نزد یزید در شام فرستاد. عبیدالله نامه­ای نیز خطاب به یزید نوشت و آن را با آنها همراه نمود تا به دست خلیفه برسانند؛ در این نامه ابن­ زیاد پس از نوشتن چگونگی اسارت و شهادت مسلم و هانی، نوشت: «من سرهاى آن دو را به همراه هانى بن ابى­ حيه وادعى و زبير بن أروح تميمى براى تو فرستادم. اين دو نفر، هر دو از فرمانبران و پيروان‏ ما و خيرخواهان بنى­ اميه هستند، پس اميرالمؤمنين هر پرسشی که از جريان كار هانى و مسلم دارند از اين دو نفر بپرسند، چرا که اطلاع كافى همراه با صداقت و پارسائى در اين دو گرد آمده است و السلام.»[2]
يزيد نیز فرستادگان ابن­ زیاد را مورد تقدیر قرارداد و خطاب به عبیدالله بن زیاد نوشت: «..من این دو فرستاده‏ ات را پيش خواندم و از آن دو در پنهانى و غیر پنهانی جويای امور شدم و از اوضاع [کوفه] پرسيدم؛ ديدم در انديشه و فضيلت همچنان بودند كه تو نوشته بودى، پس در باره ايشان نيكى كن ....»[3]
زبیر پس از به حکومت رسیدن عبدالملک بن مروان به او پیوست و در کنار حجاج بن یوسف ثقفی –استاندار عبدالملک در عراق- در استحکام بخشیدن پایه­ های حکومت اموی تلاش کرد. در برخی از منابع نقل شده است که در پی قیام صالح بن مسرح خارجی در عراق،[4] حجاج او را فرمانده جناح چپ لشکر خود قرار داد و او را برای درهم کوبیدن قیام صالح، به سوی اردوگاه او گسیل داشت.[5]
ابن­ عساکر در کتابش از زبیر بن اروح تمیمی به عنوان یکی از تابعین یاد کرده است.[6]
 

-----------------------------------------------------

منابع :

پژوهشکده باقرالعلوم (ع)

خبر آنلاين

-----------------------------------------------------

اسناد :

1. الدینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود؛ الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، 1368ش، ص243 و البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ج8 ، ص9.
2. الطبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ج5، ص380؛ شیخ مفید، الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص65 و ابن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ص1991، ج5، ص62.
3. همانها.
4. این قیام در سال 71 هجری به وقوع پیوست.
5. البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ج8، ص9 و الطبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ج6، ص222.
6. ابن­ عساکر؛  تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، 1415، ج18، ص306.